مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ +زیرنویس فارسی

سه سرباز سابق ارتش آمریکا به کوهستان های عراق باز گشته اند تا به دور از سایه جنگ به شناخت فرهنگ و اقلیم این کشور بپردازند.با سلوچ همراه باشید. (مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ)

 

دانلود ویدئو

مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ

مشروح مستند:

_کوه هلگورد کردستان عراق به ارتفاع ۳۶۰۹ متر

همه توجه من به نور هایی است که از مرز ایران

به سمت ما می تابه

و این به این معنی است که ما بسیار به

دیواره مورد نظرمون نزدیک هستیم

انسان های خیلی زیادی در جنگ عراق کشته شدند

اما فکر می کنم ،من زمانی

گرفتار بزرگترین چالشم شدم

که به خانه برگشتم و از خودم پرسیدم؟

چرا من زنده ماندم درحالی

که  خیلی از دوستانم کشته شدند؟

ما جانبازها باید پروسه

درمان مان را جدی بگیریم

اما من تصمیم گرفتم یک بار دیگر

به عراق برگردم

و مطمن شوم که  اینبار پایان بهتری

برای خودم در عراق می سازم

ماجراجویی به جای جنگ

ما مستقیم به اربیل رفتیم

چرا که نزدیک ترین شهر به کوه هلگورد است

هلگورد مرتفع ترین کوه کشور عراق است

ما خیلی به این صعود فکر کردیم

و الان کل تیم رو اینجا با خودمون آوردیم

رابین الان در بخش روابط عمومی ارتش

کار میکنه ،همچنین اون یک مادره

و اما در سال ۲۰۰۳ اون یک سقوط با

هلکوپتر را در منطقه فلوچه تجربه کرده

اون خیلی توی انجام کارش مصره

گریف در موصل به عنوان بخشی از ارتش آمریکا

در واحد تکاوری خدمت می کرد. (مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ)

اون واقعا آدم فوق العاده ای هست

او در انجام کار های انفرادی خیلی سرسخته

مطمنم که او در شرایط سخت

خیلی میتونه به تیم کمک کنه

مترجم: میگه خوش آمدید!

فلوجه_عراق سال ۲۰۰۴

من سال ۱۹۹۶ به ارتش آمریکا پیوستم

تا به مدت ۱۲ سال در ارتش خدمت کنم

وقتی که ده سال پیش ارتش را ترک کردم

احساس کردم کارهای ناتمام زیادی دارم

میخواستم بمونم و با مردم و سربازانی

که با هم کار می کردیم کار کنم

من دوستان زیادی را درجنگ

عراق از دست داده بودم

و به خاطر خروجم از ارتش به مقدار زیادی

احساس گناه می کردم

به مرور احساس گناه تبدیل به احساس ترس شد

و زمانی به خانه برگشتم ترس تبدیل به نامیدی شد

من با افسردگی دست و پنجه نرم کردم

و سعی کردم خودم را با شرایط وقف بدم

گرفتار الکل و مواد مخدر شدم

واقعا داشتم خودم را تباه می کردم

چند سالی طول کشید تا بفهمم

واقعا میخوام چه راهی را در پیش بگیرم

من متوجه شدم که کوهنوردی و ماجراجویی

می تواند زخم هایم را درمان کند

در نهایت تصمیم گرفتم تا به همه مناطقی

که درشون می جنگیدم بازگردم (مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ)

و در اون مناطق به صعود

و اسکی و کوهنوردی بپردازم

ما می خواهیم ببینیم آیا عراق می تواند

در ذهن ما خاطرات زیبایی به جا بگذارد؟

من میدانم برخی از کسانی

که در عراق زندگی می کنند

همان هایی هستند که به سمت من و دوستانم

شلیک می کردند و دوستانم را کشتند

اما من نمیتوانم با این میزان تنفر و

عصبانیت زندگی کنم…دیگر نمیتوانم

مترجم: اینا چقدر پر رو هستن!

دعوت نامه که براتون نفرستاده بودن

رابین همه چیز برای حرکت کردن آمادست؟

رابین:فعلا که همه چیز قر و قاطیه

یه مسیر  کوهستانی خطرناک پر مین انفجاری

در پیش داریم و باید خیلی مراقب باشیم

مین های انفجاری با کسی شوخی نداره

لذا بااید فاصلمون رو از اون مسیر حفظ کنیم

اون مسیر غیر قابل استفاده هست

این مین ها حتی برای خود مردم

محلی هم دردسر ساز هستن

این مین ها از جنگ هشت ساله

ایران و عراق به جا موندن

برای رسیدن به کوهستان مجبور

شدیم با مشکلات جاده گلاویز بشیم

و در نهایت مجبور شدیم هرکدوم تجهیزاتمون

رو حمل که که حدود ۷۰ کیلو وزن داشتن

مدام از خودم می پرسیدم که ما

چرا خودمون رو توی این دردسر انداختیم

اولین باری که به این کوهستان آمدم از اینکه

درکنار برادر و خواهرانم میجنگم خوشحال بودم

اما فراتر از آن مطمن نبودم

که چرا داریم می جنگیم.

مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ
I came home from war. War never really left me

 

الان دوباره به اینجا برگشتم تا برای

هدفی تلاش کنم که خودم انتخاب کرده ام

تا بتونم تاریک ها ،افسردگی و احساس گناه

عصبانیت و نامیدی را از خودم دور کنم

صعود در مسیر سال منهی به قله

مرا یاد ایام سربازی و جنگ انداخت

من نگران دوستانم بودم. از اینکه یه وقت

قدم اشتباهی برداریم می ترسیدم

و اینکه رابین برای اولین بارش بود که

کرامپون و کلنگ یخ و برف استفاده می کرد (مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ)

بعد از صعود بچه های تیم به من گفتند

که بعد از جنگ عراق

که خیلی وقت بود به این اندازه

گرفتار ترس و استرس نشده بودند

من متوجه نبودم که چه وزن زیادی

تجهیزات را با خودم به قله می برم

بردن اون همه تجهیزات با وزن زیاد به قله

ما را به شدت خسته کرد

این صعود مرا به گذشته برد و برخی

خاطرات دردناک را به یادم آورد

چرا که مهم هست که بیاد داشته باشیم که

برای چیزی که بدست آوردیم چقدر رنج کشیدیم

اگر بخوام خودخواهانه به قضیه نگاه کنم

من نیاز دارم که که به این مکان ها بازگردم

تا بتوانم یک پایان خوش برای خودم رقم بزنم

شاید سفر هایی از این جنس بتواند

به رهبران کشور ها کمک کند

تا زخم های بین کشور ها و ملت ها را درمان کنند (مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ)

و چقدر می شود از دشمنی ها

و جنگ ها جلوگیری کرد

اگر ما بتوانیم پلی بین

فرهنگ ها به وجود بیاوریم..

الان دیگه  داستان های متفاوتی

از عراق برای دیگران تعریف می کنیم

ما با پدر عُمر ملاقات کردیم او

چهل سال ساکن این منطقه بوده

او گفت که بیش از صد بار

قله هلگورد را صعود کرده است

اما اکنون پیر تر از اون است که بتواند

پس فقط از خونه بیرون میروم و با

دوربین چشمی ام به قله نگاه می کنم

بنظرم اکنون من و پدر عُمر نقطه مشترکی داریم

ما دیگه دو فرد غریبه نیستیم

ما عاشقان کوهستانیم و ما زندگی در طبیعت

را دوست داریم و این را با هم به اشتراک می گذاریم.(مستند فوق العاده، کوهنوردی به جای جنگ)

سپاس از توجه شما

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *